| «غرق شدن کشتی هیجان در دریای کلیشهها»
| یادداشتی بر فیلم «زنی در کابین شماره ۱۰ / ۲۰۲۵»
| کارگردان: سیمون استون
| نویسندهٔ این متن: پـدرام روحـی
| نمرۀ ارزشیابی: ۰/۵ از ۴ (½☆☆☆☆)
قصهٔ فیلم لوث شده و داستان کلیشه ای ست؛ شبیه به این فیلم به وفور در تاریخ سینما ساخته شده است. اما مهم چگونگی پرداختن به همان کلیشه هاست که فیلم از پس آن بر نمی آید. مشکل نه فقط موضوعیت تم تکراری و چیستیِ کلیشه ای، بل که مشکل فیلم علاوه بر آن درونمای نخنما، «چگونگی»، سِیر و روند کلیشه واری ست که به مانند فیلم های مشابهش که پیش تر از این فیلم ساخته شده اند طی می کند و خود را از مسیر و جریان تکرارشونده آن ها جدا نمی کند.
هیچ کاراکتری در فیلم ساخته نمی شود و ما با ماقبل شخصیت هایی طرفیم که عملاً حضورشان ایجاب دراماتیکی ندارد! ایجاب کابین شمارهی ۱۰ چیست؟ اگر شمارهی کابین ۷ یا ۲۲ بود یا هر عدد دیگری می بود چه فرقی می کرد؟ هیچی! بازی ها هم گل درشت و رفع تکلیفی ست، حتی بازی کاراکتر اصلی زن فیلم هم استروتیپیک است و تا حدودی توی ذوق می زند.
پایان فیلم هم از میانه قابل حدس می شود اما چون فیلم روی شوک سوار است و نه تعلیق، بدین سان هنگامی که دست فیلم برای ما رو می شود هیجان فیلم هم در چشم بیننده به شدت فروکش می کند و نمودار جذابیت فیلم با شتاب فزاینده ای نزولی می شود و کاهش پیدا می کند و فیلم عملاً با آن پایان بندی بد زمین می خورَد.
حرف دیگری باقی نمی مانَد؛ فیلمنامهای ضعیف، تیپ هایی بی جان اما متحرک با کله هایی سخن گو، سوژهای تکراری و دوربینی که امکان مواجهه، حضور و لمس موقعیت را برای بیننده مهیا نمی کند و هیجانی که از میانهی راه رفته رفته افت می کند و در نهایت از مخاطب دریغ می شود، اما در آخر تماشای برخی مناظر از قبیل دریا و جنگل، چشم نواز و به طور کلی برخی اتفاقاتی که داخل این کشتی بزرگ و زیبا رقم خورد کمی سرگرم کننده بود.


