لطفا شکیبا باشید ...
صفحه اصلی > نقد > نقد فیلم > : قهرمانان جعلی جنسیت‌ زده! | نقد مینی سریال انیمیشنی زامبی‌های مارول – ۲۰۲۵ 

قهرمانان جعلی جنسیت‌ زده! | نقد مینی سریال انیمیشنی زامبی‌های مارول – ۲۰۲۵ 

| « قهرمانان جعلی جنسیت ‌زده! » 
| نقد مینی سریال انیمیشنی « زامبی‌های مارول / ۲۰۲۵ » 
| کارگردان: برایان اندروز 
| نويسندهٔ این متن: پدرام روحـی 
| نمرهٔ ارزشیابی: بی ارزش 
 
در حال حاضر با توجه به وضعیت کنونی صنعت سینمای آمریکا و ساخت و تولید آثار سینمایی هالیوودی، متأسفانه جریانات مسموم فکری توسط دست های پشت پرده‌ ی این حرفه نه تنها به کمپانی های فیلمسازی بل که به کمپانی های انیمیشن سازی در این عرصه هم تزریق شده که از قضا ایدئولوژی هایی برنامه‌ محور و فکرشده همچون «فمنیسم» [به معنای اخص زن سالاری و مردستیزی]، «همجنسگرایی» [به منظور شکل دهی و دست کاری امیال فطری تماشاگر و جهت دهی به آن و در نتیجه خلق امیالی ساختگی و البته کثیف و شنیع] و یا تفکرات دیگری از این دست… جزء لاینفک آن ها به حساب می ‌آید و مدت مدیدی است که چنین مضامین و تم‌ های آلوده به همان تفکرات قبیح و نابهنجار که بعضاً زیرمتن هم نیستند و کاملاً عیان و آشکارا، مستقیماً روان و ناخودآگاه مخاطبان را هدف می‌ گیرند از فیلم های سینمایی روز به انیمیشن ها هم نفوذ پیدا کرده اند و در بسیاری از موارد دیگر چیزی تحت عنوان انیمیشن و یا فیلم سینمایی صِرف را نظاره نمی‌کنیم! بل که محتواهایی جنسیت زده و ایدئولوژی محور که با نیّات شومی طرح ریزی شده اند را حال در قالب انیمیشن و یا سینمایی می‌بینیم. 
در رابطه با «زامبی های مارول» هم وضعیت به همین منوال است، هرچند جنسیت زدگی تنها فقط به اعماق زیرین این اثر رسوخ نکرده بل که از بنیان، اساس و نطفه‌ی این اثر را با فمنیسم رادیکال به مثابه زن سالاری و مرد ستیزی طرح ریزی کرده‌اند. 

پوستر مینی سریال انیمیشنی زامبی‌های مارول (1)


با توجه به ارزش‌ها و اعتقادات جنبش فمنیسم حال اگر که با منطقِ نداشته که فقط شعارش را سر می دهند و مانیفست ذاتی خود فمنیسم هم جلو برویم و در اشل کوچکتری همان منطق را مثل شابلون روی همین اثر قرار بدهیم و با همان رویکرد بخواهیم این اثر را بسنجیم،  اگر طرفدار حقوق برابر باشیم باید اذعان کرد همان طوری که مردسالاری مورد نقد و نکوهش است زن سالاری هم مورد مذمت و سرزنش است! و متأسفانه در این مینی سریال انیمیشنی نه عدالت و نه برابری هیچ کدام رعایت نمی شود و ایدئولوژی رادیکال فمنیسم به معنای بارز آن موج می‌زند؛ اثری که هم سعی در ترویج مرد‌ستیزی دارد و هم توأمان با آن زن سالاری را عادی سازی می کند. 
 
به عنوان مثال قصه با ماجراجویی ۳ دختر آغاز می ‌شود و هیچ مردی در قصه وجود ندارد، در ادامه قهرمان های زن و مرد دیگری به داستان اضافه می‌ شوند اما نکته اینجاست که اکثر قهرمانان مردی که به قصه اضافه می ‌شوند یا لمپن هستند و بی ‌جربزه یا کودن هستند و فاقد مردانگی، یا زامبی می ‌شوند و هیولاهایی ترسناک ‌و یا به طرز وحشیانه‌ای از بین می‌ روند، یا قطع عضو هستند و یا به یک مشکل جسمانی دچار شده یا می شوند و هر یک به نوبه‌ی خود توانایی فیزیکی انجام برخی کارها را ندارد.
 بیایید سیر حرکتی و قوس شخصیتی چند تن از کاراکترها را در جریان درام قصه بررسی کنیم: کاراکتر «ثور» نصف صورتش را در مبارزه‌ با تانوسِ زامبی از دست داده و گویی به همراه نصف صورت، جنم مبارزه کردنش را هم از دست می ‌دهد و در انتها تبدیل به یک زامبی شده و به طرز فجیعی صورتش توسط هالک متلاشی و در نهایت به طرز تحقیرآمیزی نابود می‌شود و می ‌میرد. 
«دکتر استرنج» به طور کلی بدن ندارد و تنها با یک سر زنده است و در انتها بدون اکت قهرمانانه ‌ی خاصی هم می ‌میرد و می ‌شود گفت که به طور کلی منفعل است. 
«شاون» یک پسر نوجوان است که دستش حین مبارزه آلوده به ویروس زامبی ها می ‌شود اما هنگامی که ویروس از طریق دست به کل بدن در حال پخش شدن است توسط یکی دیگر از قهرمانان که انگار «پدرِ شا‌ون» است با حلقه هایی مهار می‌ شود اما عملاً دستِ شاون تبدیل به دست زامبی می‌ شود. 
«مرد نقاب دار» که به او «معامله ‌گر مرگ» می‌گویند هم گُنگ و لال است و توانایی صحبت کردن ندارد و درست در زمانی که از او انتظار قهرمانی داریم به طرز بد و اسفناکی توسط یک زامبی کشته می شود. 
در مقابل هر چه جلو تر می ‌رویم بیشتر می‌ بینیم که تمامی زن‌ها به کل سالم هستند و تمامی کنش ‌های قهرمانانه هم مختص زنان است، حتی در مبارزاتی که عواقب خوبی برای کاراکترهای زن در پی ندارد نحوه‌ی مرگ قهرمانان زن با مرد متفاوت است؛ جالب این که که حتی ضد قهرمان قصه هم زن است و قدرتی ماورایی برای تصاحب جهان را دارد!

پوستر مینی سریال انیمیشنی زامبی‌های مارول (2)

اگر بخواهیم یک خطی فصل اول از این انیمیشن را هم بررسی کنیم باید بگوییم از ابتدا به ساکن در جهانی پرت می ‌شویم که مشخص نیست چگونه به این حال زارونزار افتاده؟ در ابتدا خبری از انتقام جویان نیست و مشخص هم نیست چگونه همگی انسان ها به زامبی تبدیل شده اند و چرا باید این ۳ دختر مسئولیت خطیر نجات دنیا را عهده دار شوند؟ در واقع فیلمنامه هم همه چیز را مفروض می‌ گیرد و انتظار دارد ما هم بی هیچ چون و چرایی تمام این منطق حقنه شده‌‌ ی بی‌سروته ایدئولوژی زده‌ی فمنیستی را قبول کنیم! 
 
در ضمن، در دنیایی که بدون فکرْ برچسب زدن به کسی که حرف حق می ‌زند امری عادی‌ تلقی می شود، نقد فمنیسم هم به راحتی هرچه تمام تر زن ستیزی برداشت می شود! خوانش های ناصحیح، تعبیرهای نابجا، خطا در نیّت‌‌ خوانی، درک نکردن اهمیت موضوع مورد بحث و در نتیجه تصمیم‌ گیری های تکانشی و احساسی و واکنش نشان دادن های سلبی و تک ساحتی نتیجه‌ای در بر ندارد و باید با استدلال‌های منطقی، قوی و درخور، مواجه‌‌ هایی عقلانی، اصولی و سنجیده داشت؛ پس همین جا هم این نکته را باید متذکر شد که موضع نگارنده هرگز و هرگز زن ستیزانه نیست و مطلقاً هم بدان معنا نیست که چرا زن ها در این اثر قدرتمند هستند و مردها ضعیف، چرا که بسته به لزوم درام و ایجاب قصه شاید یک پیرنگ داستانی اینچنین روندی را هم طلب کند و اثر هم متقابلاً با اینچنین سازوکاری به نحواحسن با سِیری ارگانیک جلو برود اما در این اثر وضعیت اصلاً اینگونه نیست! و با توجه به استدلال‌ هایی که بالاتر ذکر شد مشخص است که این مینی سریال انیمیشنی با سوءنیّتی ناروا نسبت به مردان و همچنین اهانت و خوارشماری مردانگی و بالابردن بی منطق و برتری طلبی ناحق زنان با انگیزه ‌هایی کاملاً فمنیستی و مردستیزانه ساخته شده است. شاید در موقعیتی یک کاراکتر در یک فیلم، سریال یا انیمیشن کنشی قهرمانانه و انسانی انجام دهد اما از قضا اصلاً فمنیست و یا معتقد به هر ایسم دیگری باشد اما در آن لحظه ایدئولوژی موجود در اثر و یا کاراکتر مطرح نیست بل که در آن لحظه تنها اصل کنش کاراکتر مطرح است اما حال فرض کنید که در موقعیتی دیگر اثر با یک ایدئولوژی غالب و یا در همان جهان فردی با عقیده‌ای که آن را بر حق می‌ داند دست به اقداماتی حال قهرمانانه و یا غیر قهرمانانه می ‌زند و یا اتفاقاتی در اثر رقم‌ می ‌خورَد که سمت و سو و رنگ و بویی جهت دار دارد، می بینید، این دو موقعیت با یکدیگر تفاوت هایی اساسی دارند! و متأسفانه پر واضح است که دنیای انیمیشن هم از گزند این تفکرات فمنیستی و سیاست های ضدمرد جنسیت زده مصون نمانده است و در نتیجه ما شاهد چنین اثری نازل و بی ارزشی هستیم که مطلقاً نیتش قهرمانی کردن و نجات دنیا نیست! بل که نیتش در ناخودآگاه غلبه‌ ی زن به مرد و در خودآگاه تحقیر مردان ‌توأنان با آن پیروزی چیرگی و در نهایت فتح جهان و حکومت بی قید و شرط و پیوسته توسط زنان فمنیست است. 
به عنوان جمع‌بندی «زامبی های مارول» یک اثر تماماً جنسیت زده است که سیبلش هدف قرار دادن مردانگی ست و ساخته شده تا صرفاً جنسیت مرد را مفلوک و ضعیف جلوه دهد و در مقابل هم اثر سعی در نشان دادن این مهم دارد که جنس زن برتر از مرد است و این زن‌ ها هستند که پیوسته در حال قهرمانی کردن، رشادت به خرج دادن و کسب افتخارات هستند. در نگاه نخست هم به طرز مشخصی کاملاً مشهود است که تمامی کنش‌ های مهمِ سازنده و جلوبرنده را زنان قصه انجام می‌ دهند وگرنه چه دلیلی دارد یک دختربچه‌‌ ی دبیرستانی که هنوز به سن قانونی نرسیده حال بخواهد دنیا را نجات دهد؟ اصلاً با چه انگیزه ‌ای؟ مشخص نیست! می ‌بینید پایه های قصه چقدر سست و متزلزل است و درونمایهٔ این اثر چقدر باسمه‌ای و توخالی‌ست؟ زامبی های مارول از اساس عیب هایی غیر قابل گذشت دارد و مشکلاتش هم یکی دو تا نیست، اثری سفارشی که با مقاصدی شوم و اهدافی از پیش تعیین شده ساخته شده تا از پایین کشیدن مردان خودش را بالا بکشد و در مخیله‌ی کوچکش در سوبژه‌ی خود پیروز میدان نبرد باشد.

پوستر مینی سریال انیمیشنی زامبی‌های مارول (3)
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید