لطفا شکیبا باشید ...
صفحه اصلی > نقد > نقد فیلم > : | برآمده از دغدغه | نقد فیلم رها – فجر 43

| برآمده از دغدغه | نقد فیلم رها – فجر 43

جشنواره فجر چهل و سوم

« برآمده از دغدغه »

 نویسنده: نیما داداش پور

نمره ارزشیابی: 2 از 4

ادعا و تصویر فیلمساز (حسام فرهمند) در « رها » هم راستا و مطابق هم است. فیلم حول یک خانوادۀ متوسط و آبرومند می‌چرخد که به واسطۀ شرایط بد اقتصادی وارد چالش‌هایی می‌شود. در گام نخست خانواده مهم است و فیلم آن را می‌دانسته، بنابراین در دقایق ابتدایی اعضای چهار نفرۀ خانواده را معرفی می‌کند و در بیشتر لحظات فیلم، حرمت و احترام بین اهل خانه را حفظ می‌کند. حتی در شرایط بحرانی پسر احترام پدر را نگه می‌دارد و مشکلات دلیلِ فروپاشی و انحلال خانواده نمی‌شود.
« رها » فیلم تلخی است اما باج به سیاه نمایی و وضعیت بد اقتصادی موجود نمی‌دهد. تلاش کرده، تصویر یک خانوادۀ همدل و نابه‌سامان را برای مخاطب ترسیم کند و تا حد زیادی هم موفق می‌شود. نکته مهم و تاثیرگذار در درک فیلم آنجاست که اثر صرفا قصه و روایت مشکلات و اضمحلاح خانواده نیست، بلکه سختی‌ها یک طرف ماجراست و حد دارد. خانواده همانطور که لحظات دشواری را سپری می‌کند لحظات خوب و شادی‌بخش هم دارد. فیلم نه از واقعیت گریزان است نه بیش از حد به تمایل دارد؛ به قصه و شخصیت ها اتکا می‌کند و آنها را می‌شناسد.

تمِ اثر درباره بحران و انسجام خانوادگی است، یک مضمون تکراری که دستمایه بسیاری آثار بوده است. یاری دهنده این تم، شخصیت است. در اینجا پدر (با بازی شهاب حسینی) نقش اصلی خانواده را ایفا می‌کند که پیش از به وجود آمدن بحران و نقطه عطف اول او را می‌شناسیم. در نتیجه وقتی وارد ماجرا لپ تاب و دزدیده دیده شدن آن می‌شویم به درستی با دوربین فیلمساز کنار پدر قرار می‌گیریم. سمپاتی ما به کاراکتر نیز جلب شده است، درحالی‌که شخصیت پدر (توحید) با مسیر جدید شغلی‌اش دسته و پنجه نرم می‌کند و درآمد ثابتی ندارد؛ اما دست به هرکاری نمی‌زند، عزت نفس دارد و جایگاه‌اش توسط پسر و دخترش حفظ می‌شود. اگر گله‌ای هم می شود، در جای درستی توسط مادر اتفاق می‌افتد؛ آن هم با اجرای صحیح که هم اعتراض زن خانه را می‌فهمیم و هم شرمندگی پدر را. رابطه پدر با دختر از نمای اول فیلم شروع می‌شود، رابطۀ صمیمی که به تدریج عمق می‌گیرد. آرام آرام خواستۀ رها برای خرید لپ‌تاب گفته می‌شود، سپس چالش‌های خرید لپ‌تاب، تصمیم دختر برای فروش موهایش بدون مشورت با دیگران و در نهایت، خرید لپ تاب توسط پدر با پول حاصل از آن. همۀ اعضای خانواده شریک در خرید لپ‌تاب هستند، دوربین به خوبی توجه و نگرانی برادر (سهیل) و مادر  را هم منعکس می‌کند. در نتیجه کنش و شیوه برخورد پدر و خانواده با چالش خرید لپ‌تاب چگونگی آن است.

پوستر رسمی فیلم رها

داستان با یک ضرباهنگ اندازه و متناسب با قصه، به مرور تا پیش از پرده سوم همراهی برانگیز و مهم می‌شود. اهمیت‌اش از آن شخصیت‌هاست بخصوص پدر که نقش مهمی در هنگام ماجرای تقلبی بودن لپ‌تاب بازی می‌کند.
فیلمساز دغدغه پدر خانواده را بیش از همه دارد، به همین علت کات‌ها عمدتا از پدر به شخصیت‌‌های دیگر است. برای مثال در سکانس بازجویی خانواده ما همراه و با پدر متوجه آزردگی رها می‎‌شویم و چه اندازه سکانس اتاق بازپرسی، دوربین به درستی سمت خانواده را می‌گیرد. نحوه قرارگیری خانواده در اتاق که دور تا دور اتاق، صندلی‌ها را پر کرده‌اند و اتفاقاً این خانوادۀ متهم (در واقع محق) نزدیک به میز پلیس است و شاکی که پسر جوانی است از طبقه مرفه جامعه، در لبه یا چارچوب در ایستاده است.
جلوتر وقتی به سکانس دو نفره پدر و پسرِ شاکی می‎‌رسیم به درستی مکث دوربین بر چهرۀ پدر طولانی‌تر از پسر است. کار خوب دیگر فیلمساز در مواجه با پسرِ شاکی است که تا زمانی که ماجرای سرقت لپ‌تاب در پرده سوم افشا نمی‌شود، هیچ سمپاتی به او به واسطه حال بد خواهرش نداریم؛ حتی زمانی که متوجه هم می‌شویم دوربین فیلمساز هرز نمی‌رود.
برخی از سکانس‌ها و لحظات فیلم هیچ آورده‌ای ندارد. برای مثال: سکانس جمع آوری وسایل قراضۀ توحید توسط همسرش (با بازی غزل شاکری) نه تاثیری بر شخصیت دارد و نه بر مخاطب. یا لحظه‌ای در خیابان که توحید روی یخچالی با کلید خط می‌کشد هیچ پشتوانه‌ای ندارد. از طرفی فیلم از شخصیت‌‌پردازی مادر طفره می‌رود و رابطۀ او با دختر را هم ملموس نمی‌کند. در مجموع دو پردۀ اول اثر با حفظ ضرباهنگ و تعلیق‌های کوچک به درستی کار می‌کند. اما در پرده سوم ریتم به دلیل غافلگیری‌هایی مانند تصادف سهیل و مرگ رها ناپایدار می‌شود و همچنین سکانس‌های اضافی که ارتباط مخاطب با شخصیت‌ها را در لحظاتی مخدوش می‌کند. خوشبختانه فیلمساز همچنان داستان را ادامه می‌دهد و نقطه‌ای جدیدی از داستان را آغاز می‌کند. کار سختی که بیش و کم از پس آن برآمده است.
نگاه غلط اینجاست، که تصور می‌شود فیلمساز دیر کات می‌دهد ولی کارگردان هنوز دغدغه وضعیتِ خانواده را دارد و گرنه یک پایان ابزورد و پوچ برای این داستان رایج است. همدلی و یکی بودن اعضای خانواده حتی پس از مرگ رها ادامه دارد. خانواده از هم گسسته نمی‌شود، بلکه برای حفظ همین زندگی تلاش می‌کند؛ برای همین خانواده است.

سکانس دزدیدنِ فیش تحویل از خانۀ لوکس را به یاد آورید. میزانسن و بازی بازیگر در راستای تضاد اخلاقی و انسانی است. حال اگر کشمکش درونی کاراکتر را بیشتر می‌دیدیم، این سکانس تاثیرگذار‌تر می‌شد. اما عمل مادر، به دلیل اینکه ما از شروع فیلم دغدغه اعضای خانواده را به یکدیگر دیدیم، ایجاب و منطق روایی دارد.
« رها » در به تصویر کشیدن زندگی یک خانواده با تمام کمبود‌ و چالش‌ها بیش و کم خوب عمل می‌کند. وجه تمایز اثر با آثار هم‌مضمون خود، در تصویری است که از مرد و خانواده ارائه می‌دهد. هیچگاه فیلمساز اصول انسانی شخصیت‌ها زیر سوال نمی‌برد.
حسام فرهمند، کارگردان اثر به اهمیت و تاثیر مخاطب در قصه، اگاه بوده است و همین برگ برنده قابل توجه او در اولین گام بلند سینمایی‌‌اش می‌باشد.

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید