| « محاکمه قبل از جرم در شب عروسی »
| ضدیادداشت فیلم « دراما/Drama »
| نویسنده: طـه حامدی
| نمره ارزشیابی: 2 از 4 (⭐⭐)
«دراما» بعنوان یکی از آثار مطرح سال (2026) فیلمی کوچک اما قابل توجه است. همانطور که از نام آن برمیآید، با یک درام طرف هستیم، درامی بیش از هرچیز دربارۀ انسان بودن و به عبارتی “وضعیت بشری.”
فیلمساز کار را با سکانسی دربارۀ نوشتن متن سخرانی مراسم ازدواج آغاز میکند و در همین حین نحوه آشنایی این زوج را نیزمیبینیم. مسئله قابل توجه آن است که فیلمنامه بجای آنکه داستان تکراریِ “آشنایی و عاشق شدن” این زوج را برایمان روایت کند، مارا مستقیم بسراغ شب عروسی میبرد. از سوی دیگر در فلشبکهایی سریع گذشته آنها و نیز گذشته کاراکتر «اما» (با بازی زندایا) را برایمان آَشکار میکند (اما نه به شکلی که ریتم بیفتد).
ما با یک داستان دراماتیک فشرده طرفیم، زمانی که به ناگه رازی از طرف یکی از زوجین افشا شده و اکنون زمانی نیز برای حل مسئله وجود ندارد، زوج داستان تدارک مراسم ازدواج شان را دیدهاند. و فشار دقیقا همینجا احساس میشود. اما قصد انجام جنایتی را داشته که هیچوقت آنرا به سرانجام نرسانیده است و بنوعی یک انسان متحول شده است؛ اما برای اطرافیان این مسئله قابل درک و پذیرش نیست.

چارلی درمورد انتخاب خود دچار تردید میشود. آیا همچنان باید به اِما مانند گذشته نگاه کند؟ اما چیزی که او را بیش از پیش مردد میکند نظرات اطرافیان است. او دیگر نمیداند که آیا میتواند به اِما بعنوان عشق و شریک زندگی خود نگاه کند یا خیر. و از سوی دیگر مراسم عروسی درراه است. همین مسئله کاراکتر چارلی را در یک تنگنای روانی قرار میدهد.
آنچه دراما را ویژه میکند این مسئله است که عشق واقعی از بین نمیرود، بلکه راهی برای بازگشت مییابد. بازگشت و آغازی دوباره. همانطور که دوبار (یک باردرمیانه فیلم و یک بار در پایان ) میبینیم که کاراکتر اِما میگوید ” بیا از اول شروع کنیم”. این دیالوگ حتی در سکانس افتتاحیه فیلم نیز یک بار بیان میشود. نشانگر آن است که اما و چارلی واقعا عاشق یکدیگر هستند. این عشقی نیست که به هر ترتیب نابود شود. پس مسئله فیلم اصلا این نیست که آیا چارلی از اما دل میکند یا خیر؛ بلکه این است که چارلی چگونه تلاش میکند تا از تردید خود عبور کرده و مجددا یک رابطه عادی با اما داشته باشد.
در تمام فیلم چارلی تلاش میکند، منطقی پیدا کند تا آنچه که درباره گذشته اما فهمیده را بپذیرد. ابتدا شوکه میشود سپس بدنبال پاسخ میگردد و درنهایت بدنبال راه حل. چارلی (با بازی رابرت پتینسون) تبدیل به یک کاراکتر درمانده میشود که از طرفی عشقی خالصانه به اما دارد و از طرف دیگر نمیداند چه تصمیمی برای زندگی خود بگیرد.
در برخی سکانسها فیلم سعی میکند با کاتهای رگباری هم ریتم را حفظ کند و هم خود را خاص بنمایاند. که ای کاش این کاتهای سریع بسیار زیاد در برخی بخشها استفاده نمیشد چون بیش از هرچیز در برهم زدن تمرکز تماشاگر و نیز گیج کردن او تاثیر دارد تا چیز دیگر. در ابتدای متن اشاره شد که با یک فیلم کوچک طرفیم. کوچک به این معنا که دغدغه ما در اینجا صرفا برهم خوردن یا برگزار شدن یک مراسم عروسیاست. اتفاقا در روزهایی که سینما بسراغ ایدههای بزرگی مثل “حملات بیگانگان یا روایت های عظیم تاریخی” میرود، این فیلمنامه جالب توجه است.

ما در دراما با یک داستان کاملا انسانی طرفیم. با مسائلی چون قضاوت و تغییر نگاه و از همه مهمتر عشق. اِما شخصیتی است که متوجه اشتباهات گذشته خود شده و کاملا تغییر کرده اما در هنوز در اجتماع ملامت میشود ” بخاطر کاری که هرگز انجام نداده است”. این یک نگاه اجتماعی است که جای آنکه بپرسد ” چه شد که اما به این سمت میرود” که بگوید “او مجرم است و باید طرد شود”.
و این نگاه سنگین که بر زندگی اِما سایه انداخته است، چارلی را نیز دچار تردید میکند. از سوی دیگر کاراکتر چارلی با تمام فشارها نمیشکند. به اصطلاح خودمان به مو میرسد اما پاره نمیشود. در سکانس پایانی که تاثیرگذارترین بخش فیلم نیز هست، چارلی میپذیرد همچنان با اما بماند یا آنطورکه خودشان میگویند ” دوباره شروع کنند”.
در مجموع؛ «دراما» یک درام عاشقانه دیدنی است. بخصوص در روزهایی که سینما بسمت داستانهای بزرگ و عجیبتر میرود. دراما یک فیلم همزمان سرگرمکننده و درگیرکننده است. سرشار از روابط و وضعیت انسانی، که در حین تماشای آن، گاه خندهتان میگیرد، گاه شوکه میشوید و شاید گاه بغض کنید.


