| ضـدیادداشـت فیلم « تارتوف »
| نویسـنده: آریاباقـری
| نمره ارزیـابی: 1 از 4 (⭐)
توقع بیشتری از بصری سازی سینمایی این فیلم میرفت. چرا که فیلمساز نتوانسته جانمایه راستین کمدی خلقیاتِ نهفته در رفتار اورگون و تارتوف را به زبان سینمایی در بیاورد. پس بیش از آنکه خلقیات بسازد حرف از خلقیات میزند و بیشتر از اینکه شبیه کمدی خلقیات باشد، شبیه گونه کمدی آداب و رسوم است که وایلد و ویچرلی و برنارد شاو درونش ید طولایی دارند. دوپاردیو ماکتی از تارتوف مهیب و مکار است و اینجا بزک مکر کرده است تا آنکه واقعا هیبت شخصیتی فاسد مذهبی را بسازد. با اینحال در کارگردانی سکانسها و لحظاتی که هرچند تئاتریکالیته – و به نظر بسیاری همچنین سرد و منجمد – به نظر میرسد اما قابلیت زیست اثر مولیر را نشان میدهد که به نسبت فرانسوی بودن خودش و نویسندهی کار داراست؛ اما نکته اینجاست که او زیست کاراکترِ خود تارتوف را ندارد. مشکل بزرگ اینجاست که خرابی به بار میآورد. مولیر استاد زبردست پردهدریهای اجتماعی با واکاوی ضعفهای اخلاقی و اجتماعی است اما متأسفانه فیلم نه قادر است به ضعفهای اخلاقی و روانی شخصیت اورگون آنطور که سینماتیک باشد نزدیک شود و نه برآیند این رفتارها را در بافت اجتماعیِ کار بدرستی پرداخت میکند. در نتیجه مخاطب بیشتر از اینکه ناخواسته از تارنوف بهراسد، با او رویکردی خنثی یا سمپاتیک را میگیرد. و اورا زمینی میبیند در حالیکه تارتوف اصلا موجودی زمینی نیست. هیبتی نیمه نمادین و نیمه رئال دارد. همچنان امیل یانینگز بزرگ در تارتوف مورنائو شگرفتر، فاسدتر، ریاکارتر و مکارتر از تارتوف هر اثر دیگری است که سینما توانسته – در اصل نتوانسته – عرضه کند. درود بر جناب مولیر کبير !


