لطفا شکیبا باشید ...
صفحه اصلی > ضد یادداشت > نقد > : | « خونخواهانِ خوش‌غیرت! » | نقد فیلم ۱۹۶۸ – فجر 43

| « خونخواهانِ خوش‌غیرت! » | نقد فیلم ۱۹۶۸ – فجر 43

| ۱۹۶۸ (امیرمهدی پوروزیزی)
| جشنواره فجر چهل و سوم
| « خونخواهانِ خوش‌غیرت »
| نویسنده: پدرام روحی
| ارزشگذاری: بی‌ارزش

اینکه عوامل و بازیگران دست‌اندرکاران فیلم به فیلم خودشان می‌گویند فیلم ما ملّی‌ست، بیشتر به یک شوخی مضحک می‌مانَد تا یک گزارهٔ جدی در نشست خبری در حضور اهالی رسانه، که البته مطلقاً هم باورپذیر نیست و اعتباری هم ندارد! البته این را هم نگویند چه بگویند؟! بقال که نمی‌گوید ماست من ترش است! اما با گفتن این جمله که فیلم ما ملّی‌ست متأسفانه فیلم تبدیل به فیلم ملّی نمی‌شود! چرا که فیلم ملّی را باید ساخت! نباید ژستش را گرفت و یا ادایش را درآورد و با یک جمله در نشست خبری ختم مذاکرات را اعلام کرد و گفت: فیلم ما ملّی‌ست! هرچند که فیلم در ادای ملّی بودن را در آوردن هم عاجر و ناتوان است و تبدیل به یک فیلم تماماً ضد ملّی می‌شود! «۱۹۶۸» یکی از بی‌سروته‌ترین فیلم‌های تاریخ جشنوارهٔ فجر و سینمای ایران است که از تکنیک نابلدی کارگردان گرفته تا فیلمنامه‌ا‌ی دوپاره و بی‌ربط به یکدیگر، یک فاجعهٔ ضدملّی را رقم می‌زند.


یک مثال از ایرادات تکنیکال: در بحث تکنیک نماهای OS بی‌ربط برای چیست؟! OSها اکثراً اشتباهند و کارکردشان در فیلم مشخص نیست!
یک مثال «چه» ای از ایرادات فیلمنامه‌ای: مرتضی(قهرمان) داستان وارد هتل می‌شود و یک نفر را به قتل می‌رساند و چندین بار به او شلیک می‌کند، بلافاصله به راحتی از هتل بیرون می‌آید بدون اینکه دستگیر شود و یا کسی خبردار بشود! منطق فیلم در بخش‌هایی احمقانه و توهین‌آمیز است!
خود فیلمنامه پا را از نقص فراتر می‌گذارد و عملاً عیبی اساسی دارد! که کل فیلم را زیر سوال می‌برد، فیلمنامه عملاً دوپاره‌است و نماهای آغازین و پایانی فیلم عملاً هیچ ربطی با قسمت میانه‌ی فیلم ندارد و جدای از اثر‌ می‌ایستند به گونه‌ای که انگار این دو داستان به یکدیگر الصاق شده‌اند! در ابتدا و انتهای فیلم صحبت‌‌‌های پیشکسوتان قدیمی فوتبال را درباره‌ی بازی فوتبال می‌شنویم اما این بازی فوتبال هرگز در میانه‌ی فیلم برای ما دراماتیزه نمی‌شود و اصلاً برایمان مهم نیست چرا که یک نما هم از بازی نمی‌بینیم و فیلم عملاً در «چه» داستانی درجا می‌زند! شخصیت‌پردازی‌ها فاجعه است!! بی‌غیرت‌تر از کاراکتر اصلی و شوهرخواهرش در هیچ فیلم دیگری سراغ ندارم و هرگز ندیدم! خواهر مرتضی را به اشتباه به قتل رسانده‌اند اما مواجهه‌ی مرتضی و شوهرخواهرش بسیار دیدنی‌ست! آن‌ها برای انتقام تصمیم می‌گیرند بازیکنان اسرائیل را گروگان بگیرند، جالب است فیلم به قدری در سکانس پایانی بد و ضدملّی و ضد میهن عزیزمان ایران عمل می‌کند که باورمان نمی‌شود فیلمساز ایرانی‌ست! اتوبوس اسرائیل وارد گرمابه می‌شود و سایه‌هایی در اوتوبوس به قهرمان و خون‌خواه خوش‌غیرت ما شلیک می‌کنند و او را با تحقیر به طرز فجیعی به قتل می‌رسانند و می‌کشند! این فیلم ملّی‌ست؟! شوخی می‌کنید دیگر؟! جالب است حتیٰ چهره‌های اسرائیلی‌هایی که به مرتضیٰ شلیک می‌کنند را هم نمی‌بینیم، انگار که سایه‌هایی از غیب قهرمان آبگوشتی فیلم را سگ‌کُش می‌کنند! این چه تحقیری‌ست دیگر؟! این سرحد توهین است! برای سازندگان این فیلم عمیقاً اظهار تأسف می‌کنم و از صمیم قلب آرزو دارم دیگر هیچ فیلمی در هیچ زمینه‌ای نسازند! فیلم تا حدوداً ۳۰ دقیقه‌ی پایانی عملاً تم ندارد و در اواخر فیلم متوجه می‌شویم داستان از چه قرار است و ربط بازی فوتبال با مرتضی چیست هرچند ارتباط بین بازی فوتبال و عملیات فوق سری مرتضی هم برایمان نه مسأله و نه ساخته نمی‌شود چون نه کاراکتری ساخته شده که مسأله‌اش مسأله‌ی ما شود تا ما با او هم‌قصه شویم نه قصه درست و مشخص با منطق اثر جلو رفته که حال ما این شرایط را باور کنیم! این دو داستان دوپاره و بی‌ربط به یکدیگر هرگز با هم ممزوج و اینهمان نمی‌شوند و یک کل واحد را نمیسازند چرا که ارتباط این دو داستان دوپاره بی‌نهایت وصله‌پینه‌ای‌ست.


«۱۹۶۸» تنها بی‌سروته نیست، بلکه بی‌همه‌چیز هم هست! فیلمی که با رویه‌‌ی فاشیستی‌ای که در پیش گرفته در جبهه‌ مخالف می‌تازاند و در مقابل کشور عزیزمان ایران می‌ایستد.
برای جمع‌بندی نهایی لازم است بگویم تیترم برای این فیلم را «قهرمان ناکام» انتخاب کرده بودم ولی بعدتر کمی که فکر کردم به این نتیجه رسیدم ما در این فیلم نه قهرمانی دیدیم و نه قهرمانی‌کردن! پس تیترِ متنِ نقد/ضدیادداشتم را تعمداً مثل رفتار و رویکردی که فیلم و سازندگان «۱۹۶۸» با ما داشتند انتخاب کردم و تغییر دادم تا پاسخی باشد برای سازندگان این فیلم و کسانی که فیلم بد می‌سازند!

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید