| صددام (پدرام پورامیری)
| جشنواره فجر چهل و سوم
| « خنداندن به قیمت میهن فروشی؟! »
| نویسنده: پدرام روحی
| ارزشگذاری: بیارزش
در مواجهه با «صددام» با فیلمی ضد میهن طرفیم که ایران و ایرانی را دست میاندازد و تحقیر میکند و بیشتر از اینکه برعلیه جنایتکار پستفطرتی چون صدام باشد در ستایس اوست!
وقتی یک فیلم ضدملّی و ضدوطن میشود دیگر بقیهٔ موضوعات از قبیل ژانر، تم، مضمون، میزانسن، شخصیتپردازی و … در وهلهی بعدی ماجرا قرار میگیرند و بررسیشان چندان مهم نیست چون که عملاً همه چیز زیرسوال میرود!
آقای کارگردان صرفاً جهت اطلاعت میگویم تا بدانی اگر نمیدانی که ایرانی دست عرب را آن هم صدام را هرگز حتی به شوخی حتی در موقعیت کمدی نمیبوسد! دیدن این تصاویر برای کسی که عِرق ملی دارد آزاردهنده است و شوخیاش هم زشت است! حتیٰ اگر به صورت کمدی برگزار شود و عطاران نقش صدام را بازی کند! البته شاید ناخودآگاهت با جنایتکاری چون صدام سمپات است و یا ایرانی نیستی نمیدانم! ولی فیلمت رویه و سویهای فاشیستی و ضدملّی دارد؛ حواست هست یا نه؟!

اصلاً تم را ول کنیم ببینیم تصویر به ما چه میگوید؟ و چه چیزی ارائه میدهد؟! تصاویر و سویهگیری های مختلف و پرشمار فیلم را بررسی کنیم: جالب است فیلم سویهگیریهای دیگری هم دارد و ضدمرد و سادیستیک هم هست! مثلا در نمایی آزاده صمدی با شلاق به جان عطاران میافتد و از شلاق زدن عطاران عملاً لذت جنسی میبرد! دیدن چنین صحنههای زنندهای در جشنوارهی فجر…؟! واقعاً عجیب است!

فیلم شروع شوکهکنندهای هم دارد و نمایی که از آغاز فیلم به یاد دارم چنگال فرو کردن بچهها در دست و سر همدیگر است و بعدتر بارها میبینیم کودکان و بچهها کتک میخورند و فیلم علناً ضد کودک هم هست!
از شروع تا میانه چند موقعیت بامزه و خندهدار را با بازی عطاران شاهد هستیم که واقعاً با ما کار میکند و از ما خنده میگیرد اما شوخیهای فیلم هم از میانه به بعد میافتد و تا انتها عملاً «صددام» زمینمیخورد.
شوخیهای متعدد جنسی هم تا یک جایی با ما کار میکند اما از جایی به بعد تکرار این موقعیتها و شوخیها زننده و لوس میشود، حتیٰ اگر بازیگر آن نقش عطاران باشد!
سطح کمدیهای امروز سینمای ایران به قدری نازل، سطحی و سخیف شده که دیگر حتیٰ یکبارمصرف و فستفودی هم نیستند! انگار که شوخیها هم حرمتشان را از دست دادهاند و در لحظه تمام میشوند و چقدر حیف و صد حیف که دیگر نمیشود حتیٰ به شوخیهای استعدادهایی چون عطاران خندید!