| گوزنهای اتوبان (ابوالفضل صفاری)
| جشنواره فجر چهل و سوم
| « اجتماعی یا ضد اجتماعی؟ »
| نویسنده: پدرام روحی
| نمره ارزشیابی : بیارزش
تا کی میخواهید ژست دغدغهمند بودن و فیلمساز اجتماعی بودن به خود بگیرید؟! و با فیلمهای سطح پایین و سخیف و درجه چندمتان سر ملت را شیره بمالید؟! «گوزنهای اتوبان» جای زشتشماری و تقبیح رذائل اخلاقی، به پذیرش، عادیسازی و ترویج آن عادات کثیف میپردازد! حقیقتاً یکی از بدترین فیلمهای جشنواره «گوزنهای اوتوبان» بود، که هم تکنیک قابل قبولی هم دارا نیست و هم فیلمنامهٔ بیدروپیکری دارد! طبق معمول عنوان فیلم هم بیربط به فیلم و محوریت کلی قصه است! اینکه ۴ تا گوزن نئونی روی یک پل عابر پیاده روی اوتوبان آن هم بی هیچ کارکردی ببینیم دلیل قانع کنندهای برای نام نهادن آن روی فیلم نیست! عنوان فیلم مثل خود فیلم باسمهایست و مضحک! سوال اصلی چگونگی راهیابی این فیلمها به جشنواره فجر است؟!! فیلم بارها در میزانسنها و موقعیتهای مختلف «مَرد» را تحقیر میکند و شأن مرد را هم لگدمال میکند! فیلم هرگز به چگونگی نمیرسد و چراییها را هم پاسخ نمیدهد و تمامی سوالاتی که در ذهنمان به وجود میآید را بی پاسخ باقی میگذارد! تم فیلم طمع و عاقبت طمع کردن است اما ادعای فیلم چیست؟ اینکه زندگی مجازی زمین تا آسمان با زندگی واقعی متفاوت است و همهچیز دروغین است؟ پس نه به مجازی؟ فیلم بیشتر از اینکه به عاقبت طمع و نقد زندگیهای بیهویت بلاگری_اینفلوئنسری بپردازد و یا حداقل به آسیبشناسی موضوعی بپردازد سعی در طرفداری و عادیسازی اینچنین مسائلی دارد!

سکانس آخر قلابی بودن و کنار زدن این ژست اجتماعی فیلمساز را عجیب خوب لو میدهد، دوربین دور هنگدرام گردش میکند انگار که عابس هرگز مسألهی فیلمساز ما نبوده و نیست! پس کل فیلم میرود روی هوا و قلابی بودنش لو میرود، اینجاست که ما میفهیم فیلم هرگز دغدغهی اجتماعی ندارد و کاملاً ضداجتماعیست.